اهداف و چشم انداز

مطالعات کشورشناسی در ایران از سابقه طولانی برخوردار نیست. تأسیس مدرسه علوم سیاسی و سابقه آموزش دیپلماسی و روابط بین المللی در سال 1278 بود که بنا به ادعای بنیانگذاران آن، دانشجویان باید از خانواده­های نجیب و اصیل مملکت و از مدرسه دارالفنون وارد می­شدند گام مهمی در این زمینه بود. اقدامی که قبل از این تحت رفرم میجی در ژاپن و پس از اصلاحات در عثمانی به مرحله عمل در آمده بود.

تلاش­هایی از جمله، تأسیس و ادغام مدرسه­ی علوم سیاسی و حقوق، تشکیل دانشکده­ی حقوق و علوم سیاسی، تأسیس مرکز مطالعات­ عالی بین المللی ایجاد دانشگاه ملی وخصوصی و تدریس موضوعاتی چون سیاست و حکومت در آمریکای لاتین و اروپای شرقی و ... نشان دهنده­ی تلاش ابتدایی در این زمینه بود. هم چنین اقداماتی در نظم کهن در دانشگاه اصفهان، دانشگاه شیراز و مرکز مطالعات عالی بین المللی تهران با استفاده از متدولوژی پوزیتیویستی برای کشورشناسی صورت گرفت.

بعد از انقلاب اسلامی سال 1357 رشته­­های علوم سیاسی و روابط بین الملل بازسازی شد. دانشکده­ی روابط بین­الملل وزارت خارجه در سال 1361 تأسیس شد؛ دانشجویان آن از لایه­های محذوف و پایین اجتماعی اما عمدتاً دیندار جامعه بودند و در حال حاضر (بدنه اساسی وزارت امور خارجه را تشکیل می­دهند). دانشکده­ی علوم سیاسی (دانشگاه امام صادق(ع)) که بنیانگذاران آن از رهبران نسل اول انقلاب بوده و هستند تربیت این دانشجویان را بر عهده گرفتند. شایان ذکر است که، در مقطعی فارغ التحصیلان این دانشگاه حساس­ترین پرونده کشور، یعنی پرونده هسته­ای را اداره می­کردند. آنان همچنین اداره مراکز سیاسی و فرهنگی کشور چون صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان ارتباطات اسلامی و وزارت ارشاد اسلامی را به عهده دارند. در واقع دانشجویان این دانشگاه­ها در کشورشناسی مهارت یافته و جایگزین الیت­های نظم کهن شدند.

 در عین حال رشته­ ی روابط بین المللی دیرتر از سایر رشته ­ها در دانشگاه تهران تاًسیس شد و سپس به سایر دانشگاه­ها راه یافت؛ اینک در دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه مفید قم، دانشگاه رضوی مشهد و مراکز پژوهشی تدریس می­شود. برخی مراکز استراتژیک نیز مانند: مرکز پژوهش­های­ علمی و مطالعات ­استراتژیک­ خاورمیانه ، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز مطالعات اندیشه سازان نور و ... نیز با ایجاد اتاق فکر حرکت­هایی در جهت ایجاد تحولاتی در زمینه مطالعات مربوط به کشورشناسی انجام می­دهند.

در این راستا آنچه مهم به نظر می­رسد این است که، اول: مبانی تئوریک کشورشناسی در ایران شکل نگرفته است. دوم اینکه: مطالعات از ماکرو به میکرو تغییر نکرده است. مطالعات کشورشناسی بایستی به برخی موضوعات خرد چون فرهنگ سیاسی و مطالعه طبقات اجتماعی، گروهای منزلتی، احزاب، گروه­های زیر نفوذ و گروه­های فشار و دموکراسی و نقش ارتش در زندگی سیاسی توجه کند. سوم: فقدان متدولوژی مطالعات کشورشناسی نیز جلب توجه می­کند. چهارم: توجه اندک به مطالعات میدانی و فقدان ارتباط مبانی نظری و عملیاتی کردن تئوری­ها و ایده­ها نیز از مشکلات مربوط به کشورشناسی است.

غلبه بر این مشکلات نیازمند دانایی وآگاهی است و بهبود آن می­تواند دانشکده­های علوم سیاسی، مطالعات منطقه­ ای و روابط بین الملل را به ساحتی تازه رهنمود کند. تشکیل دانشکده­ی مطالعات جهان، ایجاد کرسی­های کشورشناسی چون آمریکاشناسی، آلمان، ژاپن و ... که دروس آنها به زبان اصلی تدریس می­شوند و کرسی ایران­شناسی که دانشجویان سایر کشورها را جلب می­کند می­تواند گامی مهم در ارتقای این رشته باشد. این تفکر حتی می­تواند در دانشگاه آزاد اسلامی نیز به کار گرفته شود. هرچند اکنون ایجاد و تاسیس مراکز مطالعات استراتژیک در این دانشگاه با تاخیر رو به رو شده است.