موانع تحقق اقتدارگرایی بروکراتیک در دوران پهلوی اول

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

حسین شریعتی[1]- علیرضا ازغندی[2]- احمد ساعی[3]-  ابوالقاسم طاهری[4]
تاریخ دریافت: 25/8/1398- تاریخ پذیرش: 9/9/1398
 
چکیده:
ماکس وبر، در تشریح این مفهوم اقتدار سه نوع سنتی، کاریزماتیک و قانونی را به عنوان نمونه های محض اقتدار قابل شناسایی می داند و معیار ارزیابی دولت مدرن را در تحقق اقتدار قانونی بوروکراتیک می بیند. با این حال از نظر او ظهور این سنخ از اقتدار با موانعی مواجه است که از جمله آنها به مخالفت سنت گرایان و اشراف اشاره می نماید. روی کارآمدن رضا شاه در ایران را سرآغاز شکل گیری دوران مدرن این کشور دانسته اند، بنابراین دولت شکل گرفته در این عصر نیز نیازمند وجه مدرن اقتدار است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده و درصدد است تا به این پرسش پاسخ دهد که موانع اجتماعی تحقق اقتدار عقلانی در دوران پهلوی کدامند؟ بر این اساس و بر مبنای نظریه وبر مخالفت سنت‌ گرایان و اشراف در دوران پهلوی اول مورد بررسی قرار گرفت. رهاورد این پژوهش نشان می‌ دهد اقشار سنتی جامعه ایران دوران پهلوی اول یعنی روحانیون، تجار، اشراف و ایلات با از دست رفتن موقعیت خود و بروز تعارضات ارزشی ناشی از تحولات آن عصر به مانعی بر سر راه تحقق اقتدار قانونی بوروکراتیک تبدیل شدند.



[1]- دانش آموخته دکتری، علوم سیاسی(مسائل ایران)، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
H.shariati@hotmail.com


[2]- استاد تمام و عضو هیئت علمی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران: نویسنده مسئول
a-azghandi@srbiau.ac.ir


[3]- دانشیار و عضو هیئت علمی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
a-saei@srbiau.ac.ir


[4] - استاد تمام و عضو هیئت علمی ، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
a-taheri@srbiau.ac.ir
 

کلیدواژه‌ها