منابع تأثیرگذار بر سیاست خارجی بین الملل گرایانه ایالات متحده امریکا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

ناصر خورشیدی [1]- محمد یوسفی جویباری[2]- سعید کریمی[3]- مهدی عباسی[4]
تاریخ دریافت:4/4/1397- تاریخ پذیرش:15/9/1397
چکیده:
از منظر نظریه پیوستگی جیمز روزنا، پنج متغیر فردی، نقش، ملی، حکومتی و سیستمیک که هر دسته از آنها نیز خود تعداد زیادی از متغیرها را در بر می‌گیرند، سیاست خارجی کشورها را بطور کلی شکل می دهند. بر همین اساس از آنجایی که ایالات متحده امریکا دارای نظام سیاسی و اجتماعی باز، اقتصادی توسعه یافته، فرهنگی رسوخ پذیر و کشوری بزرگ از نظر قدرت نظامی به حساب می آید، در شرایط عادی انتظار می رود به ترتیب متغیر نقش، جامعه، حکومت، نظام بین الملل و متغیر فردی سیاست خارجی این کشور را تحت تأثیر قرار دهند. اما به دلیل اینکه میزان اثرگذاری هریک از متغیرها، علاوه بر موارد فوق الذکر به حوزه­های موضوعی نیز بستگی دارد، از اینرو نمی توان ترتیب بندی فوق را در همه زمان­ها و مکانها ثابت و پایدار قلمداد کرد. بنابراین در پاسخ به این سؤال که میزان اثرگذاری و نفوذ کدامیک از مؤلفه­های مورد نظر جیمز روزنا در اتخاذ استراتژی بین­الملل­گرایانه و سلطه جویانه در سیاست خارجی ایالات متحده امریکا بیشتر بوده است؟ به نظر می­رسد که ترتیب بندی فوق به میزان قابل توجهی دستخوش تغییر و دگرگونی گردد. فرضیه پژوهش مدعای آن است که در دوره زمانی بین سال­های 1917 تا 1989 به دلیل شرایط خاص حاکم بر نظام بین­المللی، میزان اثر­گذاری و نفوذ متغیرهای سیستمیک و  فردی بیش از سایر متغیرها در سیاست خارجی این کشور بوده است.



[1]- کارشناسی ارشد، دیپلماسی و سازمان­های بین­المللی، دانشکده روابط بین­الملل وزارت امورخارجه، تهران، ایران
khorshidi_mb@yahoo.com


[2]- استادیار و عضو هیئت علمی، گروه علوم سیاسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
sayesar.yousefi@gmail.com


[3] - کارشناسی ارشد، دیپلماسی و سازمان­های بین­المللی، دانشکده روابط بین­الملل وزارت امورخارجه، تهران، ایران
karimi.saeid69@gmail.com


[4] - کارشناسی ارشد، دیپلماسی و سازمان­های بین­المللی، دانشکده روابط بین­الملل وزارت امورخارجه، تهران، ایران
mehdiabbasi1994@gmail.com
 

کلیدواژه‌ها