تغییرات مداوم استراتژی آمریکا در افغانستان؛ کامیابی یا ناکامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

تغییرات مداوم استراتژی آمریکا در افغانستان؛ کامیابی یا ناکامی
بهنام صحرانورد[1]-مهدی ذاکریان[2]
چکیده:
 در عرصه بین­المللی کشورها در مواجهه با تحولات و اثرگذاری بر سیاست­های خارجی و داخلی کشورها از استراتژی­های مختلفی به فراخور شرایط درونی و بیرونی خود، رقیب و فضای بین­المللی سود می­جویند. آنچه ایالات متحده پس از حادثه 11 سپتامبر و با انگشت اتهام گذاشتن بر طالبان و القاعده در افغانستان انجام داد، نوعی استراتژی محسوب می­شود که در فضای نوستالوژیک ایجاد شده توام با تصمیم گیری شتاب زده و سهل انگاری مسایل درونی جامعه افغانستان رخ داد و برون داد آن اتخاذ استراتژی­های متفاوت و حتی متناقض در این کشور بحران زده از 2001 بود. در این مقاله که با هدف بررسی استراتژی­های ایالات متحده پسا 11 سپتامبر در افغانستان به نگارش در آمده است، به این سئوال اساسی پاسخ داده می­شود که چرا این کشور در اشغال افغانستان از استراتژی­های مختلفی استفاده کرده است و سپس براساس یافته­های به دست آمده از روش گردآوری کتابخانه­ای چنین استنتاج می­شود که تغییرات مداوم استراتژی آمریکا در افغانستان به دلیل عدم توجه به مسایل درونی و پیچیدگی­های تاریخی، قومی، فرهنگی و سیاسی این کشور بوده که نتیجه آن ناکامی در سرکوب طالبان، گسترش پدیده تروریسم و فقدان ثبات در افغانستان می­باشد.
واژگان کلیدی: ایالات متحده، افغانستان، استراتژی، طالبان، خاورمیانه، 11 سپتامبر، تروریسم



[1] - دانش آموخته دکترای روابط بین الملل ، گروه روابط بین الملل ،دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران
sahranavard.behnam1@gmail.com sahranavard.behnam1@gmail.com


[2] - استاد گروه روابط بین الملل ، دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران، نویسنده مسئول
mzakerian@yahoo.com

کلیدواژه‌ها