اسلام گرایی به مثابه هویت سیاسی نوین در عصر پهلوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

اسلام­گرایی به مثابه هویت­سیاسی نوین در عصر پهلوی
علیرضا کلانتر مهرجردی[1]- حسین صولتی[2]
تاریخ دریافت: 7/11/1396  تاریخ پذیرش:23/12/1396
 
چکیده:
فهم هویت ­سیاسی در مواجهه قدرت سیاسی و نیروهای اجتماعی در ایران مساله­ای است که منظری بر فهم تحولات سیاسی اجتماعی جامعه ایران می­گشاید. با شکست مشروطه و خفقان سیاسی ناشی از حاکمیت پهلوی اول، دغدغه هویت ­سیاسی به محاق رفت. پس از استبداد رضاشاهی، دوره­ای از انعطاف سبب تحرک گروه­های دینی و اجتماعی شد. با سقوط مصدق، پهلوی­دوم همه فعالیت­های سیاسی را ممنوع کرد؛ لذا حرکت­های اسلامی در قالبی مخفیانه فعالیت­های خود را ادامه دادند. این جریان که شامل گستره­ای از گروه­های دهه چهل بود با تعریف حداکثری از اسلام، تلاش داشتند هویتی اسلامی- ایرانی را در مقابل هویت باستان­گرایانه پهلوی قرار دهند و این در سایه رهبری امام خمینی(ره) و گفتمان شریعتی ممکن گشت. در این پژوهش بناست تا با روش تاریخی تحلیلی و با اتکا به منطق درونی توماس اسپریگنز به این مساله بپردازیم که اساساً، گفتمان اسلام سیاسی در دوره پهلوی دوم چگونه شکل گرفت.
واژگان کلیدی: پهلوی، امام خمینی(ره)، اسلام­سیاسی، هویت سیاسی



[1]- دانش­ آموخته دکترای جامعه ­شناسی­ سیاسی، دانشگاه علامه­ طباطبایی، تهران، ایران    
                             kalantarmehrjardy975@yahoo.com


[2]- دانشجوی کارشناسی ارشد، علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشگاه پیام نور، تهران،ایران  
                            hossein.solati1361@gmail.com  
 

کلیدواژه‌ها